![]() |
![]() |
|
| عشق من ..... |
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 19:48 توسط عاشقان |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 19:44 توسط عاشقان |
|
|
خواستم برایت
خواستم برایت از خورشید بنویسم دیدم گرمتری خواستم برایت از باران بنویسم دیدم لطیف تری خواستم برایت از گل بنویسم دیدم خوشبو تری تنها چیزی که میتوانم بگم دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 دی1387ساعت 12:16 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 دی1387ساعت 12:13 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 18:29 توسط عاشقان |
|
سلام عزیزان خوبین؟
دلم براتون تنگ شده بود این مدت خیلی گرفتار بودم شرمنده از همتون هم به خواطر نظراتتون ممنونم امیدوارم جبران زحمات کنم
همتونو دوست دارم بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 18:25 توسط عاشقان |
|
|
عشق زینب بیماری نیست جز فوق جنون هر که گوید یا حسین بر او سرایت می کند ای که بیماری چرا نزد طبیبان می روی؟ خرده نان سفره زینب کفایت می کند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 13:35 توسط عاشقان |
|
خدايا ! بارالها! ديگر نمي خواهم در زمين خاكيت پا بگذارم. ديگر نمي خواهم در اين عرصه گام بردارم. مي خواهم پرواز كنم. آري ٫ پرواز! پرواز در آسمان ٫ پروازي به سوي تو٫ تا ملكوت ! خدايا خسته ام ! خدايا خسته ام از اين مردمان! ديگر گوش شنوايي نيست كه گوش جان به حرف هاي ناگفته ام بسپارد. ديگر هم دمي نيست كه غمخوار روزهاي تنهاييم باشد. خدايا اين چه روزگاري است!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 دی1386ساعت 10:14 توسط عاشقان |
|
اگرخواستی بخوابی چراغ را خاموش نکن آخر می دانی تمام پنجره های شهر خاموشند فقط پنجره من روشن است اگر پنجره تو هم خاموش باشد .... آنوقت حس می کنم که خیلی تنهام..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت 11:30 توسط عاشقان |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 20:9 توسط عاشقان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آبان1386ساعت 10:17 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آبان1386ساعت 19:34 توسط عاشقان |
|
روزی به سراغ من نیز خواهی آمد فراموشم نخواهی کرد ، می دانم . می آیی و به رنجهایم پایان می دهی می آیی و زنجیرهایم را می گسلی. آه ای مرگ ... غریبه نیستم ، آشنایم من . چرا از من پرهیز می کنی؟ تو همچون ستاره ای سربی و سرد بر فراز مصائبم می درخشی. اما می دانم ، روزی از راه خواهی رسید ، از راه میرسی ، با کوله باری از شعله های سرکش. محبوبم بیا ، بیا که مشتاق دیدارت هستم من بیا و مرا در آغوش بگیر که از آن تو هستم من... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 10:49 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 مهر1386ساعت 16:21 توسط عاشقان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 15:45 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 15:9 توسط عاشقان |
|
|
بین ما دیوارای سنگی فاصله ی یه عمره می دونم بغض ترانمو شکستم می خوام بگم عاشقت هستم تو عین ناباوری یک شب خالی گذاشتی هر دو دستم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 12:12 توسط عاشقان |
|
|
ميلاد
خجسته مهر سپهر سروري بر شيفتگان خاندان آل طاها مباركباد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 12:5 توسط عاشقان |
|
|
مهدی از حجر خود خون بر دل ما میکنی
تا به کی ما را به اینصورت تماشا میکنی ما به امید وصال روی ماهت زنده ایم یوسف زهرا چرا امروز و فردا می کنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 11:54 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 11:54 توسط عاشقان |
|
|
قفس داران سکوتم را شکستند... دل دائم صبورم را شکستند...
به جرم پا به پاي عشق رفتن... پرو بال عبورم را شکستند...
مرا از خلوتم بيرون کشيدند... چه بي پروا حضورم را شکستند... تمنا در نگاهم موج مي زد... ولي روياي دورم را شکستند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 19:39 توسط عاشقان |
|
|
سلام عزیزان من
جند ماهی هست که نیودم تو نت اخه حالم خیلی بد بود الانم خیلی خوب نیستم ولی شما با نظراتتون خیلی خوشحالم کردین ممنوووووووووووووووووووووونم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 12:41 توسط عاشقان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 خرداد1386ساعت 0:9 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 13:36 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 21:26 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 23:29 توسط عاشقان |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 11:37 توسط عاشقان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 11:19 توسط عاشقان |
|
|
دلتنگم از نبودن چشم سیاهت نگاه کن
با یک مداد ساده دلم را مثل چشمت سیاه کن
می ترسم از حوالیه چشمان سیاه تو رد شوم چشمان سر به زیر مرا سر به راه کن میدانم اشتباه بزرگیست عاشقی اما بیا به خاطر من اشتباه کن دیدی اگر که لایق چشم سیاهت نمیشوم عمر مرا که در تو گذشته |
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 15:44 توسط عاشقان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 15:43 توسط عاشقان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دیوانه ای که از سر عشق از آبرو گذشت
|
| آرشیو موضوعی |
|
دیوانه شد مجنون ولی نه.... دیوانه شد لیلی ........ |
| پیوندها |
|
دیوانه ی عشق عاشقان بی کس با حال عشق شکلاتی معشوق بی وفا rap-j.a.z |
|
RSS
|